الشيخ السبحاني

53

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

از اين بيان روشن مىگردد كه ماهيت در تمام مراحل حتى در مرحلهء صور علميه و مقام اعيان ثابت ، حائز هيچ واقعيتى نبوده و آنچه را كه در آن جا به نام ماهيت مىخوانيم ، همان نيز نحوى از وجودات است و به قول عارف شبسترى : وجود اندر كمال خويش ساريست * تعينها امور اعتباريست ماهيت در همهء مراحل ، فانى در وجود بوده و اگر تحقّقى پيدا كند ، در ظلّ وجود مىباشد . « 1 » پاسخى ديگر براى رفع استغراب كه چگونه شيخ اشراق و اتباع او به اصالت مفهومى مانند ماهيت معتقد گرديدند كه از هرنوع تحصّل و تعيّن عارى است ، توجيه ديگرى نيز وجود دارد و آن اين كه در زمان شيخ اشراق ثبوت ماهيت منفك از كافه وجودات ، از آراى مسلّم در نزد متكلّمان بوده و روى اين نظر بحثى در كلام به عنوان « آيا ميان وجود و عدم ، واسطه‌اى به نام « ثابت » هست يا نه » ؟ به وجود آمد . گروهى از متكلّمان ، وجود را با ثبوت برابر دانسته و گروهى از اشاعره ، قائل به واسطه شده و ثبوت را مساوى با وجود ندانسته و نظر داده‌اند كه ماهيات در وعاى خود منفكة عن كافة الوجودات ، يك نوع تقرّر و ثبوتى دارند . « 2 »

--> ( 1 ) . در آينده پس از اثبات اصالت وجود ، نحوه تحقّق ماهيت را در خارج روشن كرده و دقيق‌ترين نظرى كه از طرف عرفا در اين‌باره ابراز شده ، را تأييد خواهيم نمود . ( 2 ) . كشف المراد ، ص 10 ، شرح تجريد قوشچى ، ص 17 و شوارق ، ج 1 ، ص 49 .